سکوت دل
سکوت دل
دوستای گلم این اخرین اپ من تو این مدتی این وبلاگ رو ساختم و با شما نازنین ها بودم خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم خیلی خوشحالم دوستای گلی مث شما پیدا کردم هیچ وقت فراموشتون نمی کنم دوستتون دارم مراقب خودتون باشید بچه جونی برام دعا کنید ایشالا دانشگاه یه رشته ای خوب قبول بشم امیدوارم شما ها هم به تمام ارزو های نازتون برسید بهترین ها رو برای تک تکتون آرزو می کنم جیگملا این هم وبلاگ خواهرم سارا جونه بهش سر بزنید بهش سفارش کردم هوای دوستای گل منو داشته باشه دوستتون دارم سلام برو بچ خوفین؟؟ سلامتین!!!!!!؟ من برگششتم......... از همتون ممنوونم که با وجود این همه غیبتم بازم بهم سر میزدین اما الان برگشتم و جبران میکنم از عمو پرویزم هم خیلی خیلی خیلی ممنونم که همیشه به یادمه راستی عمو جونم تولدت وبت مبارک ...... این چند وقت اتفاقای زیادی افتاده درس خوندن و کنکور... راستی خیلی نگران رتبمم دعا کنید رتبم خوبه خوبه خوب بشه عروسی یکی از دوستامم بود البته قبل اینکه دوستم باشه فامیلمونه سلام دوستایییییی گلمممممممم چطورین؟؟؟؟؟ سلامتین؟؟؟ عرضم خدمتتون که تا اخر سال ۸۷ از دست من اسوده میشید. نمی تونم تا اون موقع اپ کنم. ولی بعدش اگه بتونم بازم مهمون پروپا قرص وباتون میشم. اخه میدونید ........... کنکور دارم دارم میرم قاطی بادمجونا این خان اخر اینم قبول شم مهشید اسفندیار میشم حالا یه امسالئ کتابامو میخورم ببینم کاره ای میشم یا نه! خدارو چه دیدید؟؟؟ شاید زدو شدم مهندس مهشید قول میدم کار همتونو راه بندازم (حالا کی کارش میو فته به من؟؟؟) کلی گفتم دیگه هییییییییی ارزو بر جوانان عیب نیست سعی میکنم پیشتون بام اما قول نمیدم . تا بهار ۸۸ خدافظ تجربه نشان داده است كه هر كس مطابق ذوق، سليقه و كار خود رفتار ميكند. به عقيده ما در موقع دعوا و مرافعه هم اين اصل رعايت ميشود. يك وكيل مجلس اينطور فحش ميدهد:

خیلی دلم براتون می تنگه 



خوشحال میشم 



![]()
![]()

.![]()
و معزرت می خوام از اینکه نتونستم بیام و جواب خوبی هاتونو بدم...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
(همه که در جریان هستین)![]()
... نگرانم مهندس نشم ![]()

![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


مثال:
احمق بيقانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي خود سوء استفاده كردهاي. بدتركيب، قيافه كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و تو وخيم گرديد. مردهشور آن صداي زنگوله نندت را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي استيضاحت ميكنم!
خانم يك افسر اينطور فحاشي ميكند:
زنيكه بيانضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت بخورد، يابوي بي ركاب. پدرسوخته ش كشكي را ببين. آجر نظامي توي سرت بخورد. الهي توي صف مردهها بري!
يك كارمند اداره ميگويد:
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي زير فشار مقررات قانون ريغت دربياد. الهي از اين دنيا اخراج بشي!
يك درشكهچي:
تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان سنگفرش ميماند! والله ميزنمت، آهاي، بپا، خبردار ننه، آبجي، خواهر، آقا ميگيرم سوتت ميكنم كه دو كورس اونطرفتر بيايي پايين، احمق، زردنبو، رنگش مثل پهن ميماند!
يك خياط:
اي بي قواره، بد برش، بي آستر. وقيح پرروئه. به خدا چاك دهنت را ميدوزم. گوشهايت را قيچي ميكنم . مردهشور صورت آبلهاي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما باز هم ناصاف از آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت. بيست سانتيمتر دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد، قلب مرا بشكافي؟!
يك حاحي بازاري محتكر:
دهه... چك بيمحل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را بپا! مرديكه، پنجاه و سه پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده بياعتبار. به خدا يك انبار خري! هيچ هم از خريتت كمتر نميشه. تف تما مستاجرينم به ريش پدرت، درد و بلاي سرقفليهام بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجرهات را تخته كن 


